|
تو چه ساده ای و من چه سخت
تو پرنده ای و من درخت
آسمان همیشه مال توست
ابر زیر بال توست
من ولی همیشه گیر کرده ام
تو به موقع می رسی
و من سال هاست دیر کرده ام
خوش به حال تو که می پری
راستی چرا دوست قدیمی درخت را با خودت نمی بری
فکر می کنم توی آسمان تو جا برای یک درخت هست
هیچ کس در بزرگ باغ آفتاب را روبه ما نبست
یا بیا و تکه ای از آسمان برای من بیار
یا مرا ببر توی آسمان آبی ات بکار
خواب دیده ام دست های من آشیانه ی تو می شود
قطره قطره قلب کوچکم آب و دانه ی تو میشود
شب ستاره ها از تمام شاخه های من تاب می خورند
ریشه های تشنه ام
توی حوض خانه ی خدا آب می خورند
من همیشه خواب دیده ام ولی .....
راستی هیچ فکر کرده ای
یک درخت توی باغ آسمان چه قدر دیدنی است؟
ریشه های ما گر چه گیر کرده اند
میوه های آرزو ولی رسیدنی است.....
عرفان نظر آهاری
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 17:29 توسط محیا
|